سيد علي اكبر قرشي

420

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

حرارت . و آن پنج بار در « نهج » آمده است . در رابطه با عاقبت شوم بنى اميهّ فرموده : « و ايم اللّه ليذوبنّ ما فى ايديهم بعد العلوّ و التمكين كما تذوب الالية على النار » خ 166 ، 241 به خدا قسم بعد از برترى و قدرت آنچه در دستشان است ذوب مىشود چنان كه دمبه بر روى آتش ذوب مى گردد . آنگاه كه ابو موسى اشعرى منافق مردم كوفه را از رفتن به يارى امام منع مى كرد به وى نوشت : « فان حقّقت فانفذ و ان تفشّلت فابعد و ايم اللّه لتؤتينّ من حيث انت و لا تترك حتّى يخلط زبدك بخاثرك و ذائبك بجامدك » نامهء 63 ، 453 ، اگر حق را اجابت مى كنى فرمان مرا اطاعت كن و اگر مى ترسى كنار برو ، به خدا قسم چنان باز خواست مى شوى كه كره رقيقت به غليظش مخلوط شود و ذوب شده‌ات به جامدت آميخته گردد . عبارت « يخلط زبدك بخاثرك » مثلى است براى تحير و سرگردانى گويند : « لا يدرى ايخثر او يذيب » نمى داند آيا غليظ نگه دارد يا ذوب كند در اقرب الموارد گويد : « اختلط زبده بخاثره : تحيّر » ذود : طرد و دفع : « ذاده عنه ذودا : طرده و دفعه » از اين كلمه چهار مورد در « نهج » يافته است در حكمت 368 فرموده : « انّ اللّه سبحانه وضع الثواب على طاعته و العقاب على معصيته ذيادة لعباده عن نقمته و حياشة لهم الى جنتّه » خداوند سبحان ثواب را بر طاعت و عقاب را بر معصيت نهاده تا بندگانش را از عذابش منع كند و به بهشت سوق دهد . به قثم بن عباس فرماندار مكه مى نويسد : « و لا تحجبنّ ذا حاجة عن لقائك بها فانّها ان ذيدت عن ابوابك فى اوّل وردها لم تحمد فيها بعد على قضائها » نامهء 67 ، 457 . حاجتمند را از ملاقات خويش منع نكن ، چون اگر حاجت در اول ورود از درهاى تو منع شود ديگر در قضاى آن پسنديده نخواهى بود . ذوق : چشيدن . از اين كلمه هشت مورد در « نهج » آمده است . دربارهء استغفار واقعى فرموده : « و السادس ان تذيق الجسم الم الطاعة كما اذقته حلاوة المعصية فعند ذلك تقول استغفر اللّه » حكمت 417 يعنى : ششم آنست كه به بدن خويش درد اطاعت را